اعتراضات سراسری کی و چطور شکل می‌گیرد

کی وقت اعتراضات سراسری است؟

اعتراضات سراسری یا خیزش‌های جمعی زمانی رخ می‌دهند که بخش بزرگی از مردم احساس کنند ساختارهای رسمی سیاسی، اقتصادی یا فرهنگی قادر نیستند نیازها، حقوق و انتظارات آنان را برآورده کنند. 

به عبارتی دیگر، اعتراضات سراسری یعنی رفتار جمعی‌ای که علیه نابرابری، محرومیت و فقدان فرصت‌های مشارکت سیاسی شکل می‌گیرد.

نظریه «محرومیت نسبی» می‌گویند مردم دست به اعتراض می‌زنند که شکاف بین توقعات مشروعشان و واقعیت محسوس زندگی آن‌ها بیش از حد بزرگ شود.

 

چهار عامل کلان در شکل‌گیری اعتراضات سراسری دخیل‌اند:

1- نارضایتی‌های اقتصادی و اجتماعی، بیکاری، تورم و عدم دسترسی به نیازهای پایه انسانی که احساس بی‌عدالتی و محرومیت ایجاد می‌کنند.

2- سرکوب سیاسی و فقدان نمایندگی

3- فرصت‌های سیاسی و بسترهای قانونی (بهره‌گیری از شکاف‌های درون قدرت یا مشوق‌های سیاسی)

4-بیان یک هویت مشترک (مثلاً «عدالت اجتماعی» یا «آزادی») به کنشگران کمک می‌کند تجربهٔ فردی نارضایتی را به عمل جمعی تبدیل کنند.

 

 نمونه عینی: بهار عربی

یکی از مهم‌ترین نمونه‌های خیزش سراسری در دهه اخیر بهار عربی بود که از سال ۲۰۱۰ در تونس آغاز شد و به سرعت به مصر، لیبی، یمن، بحرین و چند کشور دیگر منطقه سرایت کرد. این اعتراضات ناشی از ترکیب شدید نارضایتی‌های اقتصادی (بیکاری، تورم)، سرکوب سیاسی، فساد نهادی و محرومیت نسل‌های جوان بود.

در تونس، جرقه اعتراض زمانی زده شد که محمد بوعزیزی، یک دست‌فروش جوان، به‌دلیل برخوردهای اداری و نابرابری‌ها خودسوزی کرد (مقایسه کنید با کشته شدن ژینا (مهسا) امینی) .

 

 نقش امکانات ارتباطی و رسانه‌ها

علاوه بر شرایط ساختاری، شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های دیجیتال در اعتراضات مدرن نقش تسهیل ‌کننده کلیدی دارند. آن‌ها پیام‌ها را سریع منتقل می‌کنند، بسیج جمعی را آسان‌تر می‌کنند و حس هویت و اتحاد گروهی را تقویت می‌کنند. 

  وضعیت ایران در مسیر اعتراضات سراسری

در ایران دهه‌ها نارضایتی اقتصادی (تورم، بیکاری)، فقدان فرصت‌های مشارکت سیاسی، سرکوب آزادی‌های اجتماعی و احساس محرومیت نسبی در میان نسل جوان، شرایطی را فراهم کرده است که سبب اعتراضات سراسری شده است.

اگرچه موانع امنیتی و سرکوب می‌توانند هزینه‌های مشارکت را افزایش دهند.

 

اعتراضات سراسری پدیده‌ای تک ‌عاملی نیست. بلکه نتیجه تعامل بین محرومیت‌های اقتصادی، ساختارهای سیاسی بسته، فرصت‌های سیاسی محدود، احساس هویت مشترک و توان بسیج منابع است.

مردم وقتی موضوعات بنیادی زندگی‌شان مانند عدالت، کرامت انسانی، فرصت‌های برابر و آزادی سیاسی نادیده گرفته شود، و ابزارهای سازماندهی و ارتباط نیز در دسترس باشد، در مقیاس گسترده دست به اعتراض می‌زنند. شرایط فعلی ایران نیز در بسیاری از این مولفه‌ها با جوامعی که اعتراضات سراسری داشتند قابل قیاس است.

 

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *