آیا همجنسگرایی برخلاف طبیعت انسان ها و حتی حیوانات است؟

گروه دین و آئین خبرگزاری مهر در تاریخ ۳ فروردین مطلبی را در گفتگو با حجت الاسلام عبدالله بهارلویی٬ استاد سطح عالی حوزه ی علمیه قم منتشر کرده است که در آن ادعا می شود همجنسگرایی گرایشی «غیرطبیعی» است.
متن این گونه آغاز می شود: «هم جنس گرایی از جمله انحرافاتی اخلاقی بوده است که در ادوار مختلف تاریخ مبتلا به جوامع متعددی بوده است». جدا از آنکه جمله از لحاظ دستوری ایراد دارد و این جامعه است که به چیزی مبتلا می‌شود نه برعکس و از همین ابتدا میزان سواد گزارشگر یعنی فاطمه کهربایی مشخص می باشد اما کمی صبر می کنیم شاید در ادامه استدلالات علمی و یا فلسفی قابل تاملی در تایید چنین حکمی ارائه شده باشد.

گفته می شود: «همجنسگرایی در اسلام و در همه ی ادیان الهی حرام است». همانطور که می دانیم در تمامی ادیان٬ تفاسیر و برداشت های متفاوتی از متون دینی وجود دارد و این ادعای مذکور مغالطه و غیردقیق است چرا که فی المثل در کشورهای غربی که اغلب مردم باورمندشان مسیحی هستند و یا حتی در کشوری همانند اسرائیل که عموما به دین یهود اعتقاد دارند همجنسگرایی امروزه حرام دانسته نمی شود. همچنین گفته شده: «همجنسگرایی موجب تنفر از جنس مخالف می شود» اما مشخص نیست این حکم بر چه اساسی صادر شده است. آیا تحقیقی علمی صورت گرفته است؟ و آیا اگر عاشق چیزی نباشیم لزوما از آن متنفر هستیم؟
فرموده اند: «همجنسگرایی مضررات بهداشتی و روانی دارد و به علاوه با فطرت انسانی مغایر است و این امر باعث تعطیل شدن توالد و تناسل می شود». آیا گزاره ی اول را می توانند اثبات کنند؟ و منظور از«فطرت» چیست؟ مترادف با «طبیعت» است؟ آیا انسان ها دارای یک ذات ازلی و ابدی هستند و هیچگاه تغییر نمی کنند؟ این برداشت از سرشت انسان اساسا با «فرگشت» یا تکامل که مورد توافق تمامی جوامع علمی و بشری امروزین است در تضاد می افتد و در مورد جمله ی سوم٬ چرا فکر می کنند اگر به خانواده ی رنگین کمانی ها که از لحاظ کمیت در اقلیت هستند آزادی در نحوه ی بیان جنسی و جنسیتی شان داده شود همه ی انسان های دیگر می خواهند یا می توانند همجنسگرا بشوند؟ در ضمن دیگر حدود بیست سالی می شود که در برخی از جوامع خانواده هایی وجود دارند که فراتر از کلیشه های دوقطبی زن و مرد صاحب فرزند نیز شده اند و شاید نمی دانند که یکی از عوامل مهمی که سبب تخریب کره ی زمین و محیط زیستمان شده و خواهد شد و باید نگرانش باشیم از قضا ازدیاد جمعیت است و نه کمبود آن.

دیگر آنکه گفته شده: «خدا طبیعتی برای زن و مرد مقرر کرده است» و در ادامه می آید که «همجنس گرایی برخلاف طبیعت انسان ها و حیوانات و گیاهان است». همانطور که می دانیم امروزه میان «جنس» و «جنسیت» تفاوت قائل می شویم. جنسیت و مفاهیم زنانگی و مردانگی و همین طور نقش های اجتماعی که به جنس ها منتسب می شوند «برساخت های اجتماعی» هستند و در طول تاریخ و از فرهنگی به فرهنگ دیگر تغییر می کنند. اما در مورد رابطه ی جنسی در سایر حیوانات باید بگوییم که امروزه مشاهده کرده ایم که در سایر حیوانات و در بسیاری از گونه ها نیز همجنسگرایی وجود دارد. می توانیم در اینجا مشخصا به میمون های بونوبو اشاره کنیم که زن ها بر خلاف شامپانزه ها که در جوامعشان مردها مسلط اند٬ جامعه شان را مدیریت می کنند و همچنین با یکدیگر رابطه ی جنسی نیز برقرار می کنند.

یووال نوح هراری٬ تاریخ دان و فیلسوف همجنسگرا که ساکن اسرائیل نیز هست در کتاب «تاریخ تصویری انسان خردمند» جلد دوم خود از زبان یکی از شخصیت های کارتونی که زنی زیست شناس است برای ما توضیح می دهد که چرا چنین دیدگاه الهیاتی در خصوص جنس و جنسیت٬ قدیمی٬ از کارافتاده و از لحاظ علمی مردود است. برای نمونه مثال می زند که چیزی مثل پر در حیوانات پردار در ابتدا به دلیل گرم نگه داشتن آنها به وجود آمده است اما آیا می شود گفت پرندگان غیر طبیعی رفتار کردند که با پرهایشان پرواز هم کردند؟ و یا انگشتان دست ما برای چیدن میوه ها و خوردن دانه ها و برداشتن سنگ و از این قبیل امور تکامل یافته است اما آیا اگر با همین دست پیانو هم بنوازیم کاری غیرطبیعی انجام داده ایم؟

علاوه بر این به نظر می رسد رابطه ی جنسی تنها برای تولید مثل نبوده باشد و کارکردهای دیگری نیز دارد. بسیاری از حیوانات برای تحکیم بیشتر روابط اجتماعی درون گروهی خود و برای مقابله با دشمنان از آن استفاده می کنند. در عالم انسانی نیز بسیاری از قوانین٬ قواعد و حقوق تعریف شده٬ أساسا نه نمایانگر ضروریات بیولوژیکی ما بلکه معرف فرهنگ ما هستند. مثلا یک زن آتنی در یونان باستان دارای همان رحم و تخمدان و استروژن و با قابلیت زایمان و شیردهی است که یک زن یونانی معاصر کنونی اما زن آتنی در گذشته نمی توانست در سیاست مشارکت کند و یا حتی اجازه ی این را نداشت که همسر خود را انتخاب کند٬ حال آنکه امروزه چنین نیست.

بنابراین صدور احکام قطعی و کلی و اصرار بر آنها بدون آوردن دلایل عقلانی و علمی٬ نظیر اینکه زن ها حامی پذیر هستند یا حالت انفعالی دارند و طبیعتا باید مطیع باشند و در خانه بمانند و یا مردها می خواهند حمایت بکنند یا حالت فاعلی دارند و باید هزینه های زندگی را تامین بکنند٬ با توجه به شناخت علمی امروز ما از سرشت انسان٬ تاریخمندی او و همچنین با توجه به نگاه طیفی به مقوله ی جنسیت که بیشتر از نگاه باینری یا دوقطبی با واقعیت موجود سازگار است٬ کاملا نادرست به نظر می رسد.

و در آخر می خواهم به نقل قول ایشان از کتاب «قوانین» که قرار بوده افلاطون در این کتاب و کتاب دیگرش «جمهوری» مرزها و قوانین جامعه ی آرمان شهری پیشنهادی خودش را ترسیم بکند اشاره کنم و جالب است که جناب حجت الاسلام، افلاطون را تا سرحد پیامبری بالا برده و می گوید «از انبیا و یا از شاگردان انبیا بوده» است. متاسفانه بررسی دقیق سخنان افلاطون و تحلیل علت رویکرد او در این مقال نمی گنجد اما مشخصا در محاوره ی «مهمانی» پس از شرح افسانه ی پیدایش انسان ها و تقسیم شدن به زن و مرد توسط خدای زئوس، صحبت از رابطه ی جنسی مردان با مردان می شود و با خود سقراط هم شوخی می کنند و بسیاری معتقدند سقراط که استاد افلاطون بود و اثر شگرفی بر او گذاشت با پسران جوان رابطه داشته است و در مجموع شواهد تاریخی و نمونه ها از شخصیت های کوئیر که نامشان در تاریخ به جا مانده است نشان می دهد پیش از سیطره ی مسیحیت بر تمدن غربی و اسلام در منطقه ی خاورمیانه که ارتباط جنسی همجنس با همجنس را گناه و به تبع آن جرم تلقی کردند، در بسیاری مناطق و از جمله در ایران نیز این نوع از روابط رایج بوده است. تا جایی که حتی برخی پرسیده اند آیا ممکن است خود افلاطون نیز در جوانی اش با سقراط رابطه ای فراتر از استاد و شاگردی داشته بوده باشد؟
در مدخل «همجنسگرایی» استنفورد آمده یونانی های باستان درک متفاوتی نسبت به درک امروز ما از طبیعت انسان داشتند و به رابطه ی جنسی بر اساس تقسیم به «فاعل» و «مفعول» می نگریستند و برای مثال این طبیعت فرضی آنها بود که تعیین می کرد چه کسی آزاد و چه کسی برده به دنیا می آید و خروج از این طبقات قطعی دانسته شده چندان ممکن نبود. بنابراین ارتباط جنسی مردان با زنان٬ بردگان و پسران جوانی که هنوز به بلوغ نرسیده بودند در آن ساختار فکری موجه به نظر می رسید. منظور آنکه یکی از تبعات علمی صحبت نکردن و به روز نکردن خود در باب این موضوعات همین است که اتفاقا این رویکرد ارتباط جنسی با کودکان را نیز مجاز می کند.

مخلص کلام: در این متن همجنسگراستیزانه ی خبرگزاری مهر هیچ استدلال علمی یا فلسفی قابل تاملی در تایید ادعای غیرطبیعی بودن همجنسگرایی وجود ندارد و مشخص نیست منظور از طبیعت دقیقا چیست و حتی از منظر مذهب اسلام شیعی نیز با آنکه در تخصص ما نیس،٬ آنچنان ضعیف استدلال شده است که مجبور شده اند دست به دامان متفکری یونانی بشوند و از انسانی ناآشنا به خدای یگانه ی ادیان ابراهیمی که حدود ۲۵۰۰ سال پیش می زیسته کمک بگیرند و او را تا سر حد پیامبر بالا ببرند و کل تاریخ طبیعت انسان خردمند را به چندهزار سال اخیر فرو بکاهند. البته ما از این ناتوانی خوشحالیم چراکه خود دلیلی روشن برای رد ادعاهای بی پایه و اساس و همینطور نشان دهنده ی نفرت پراکنی تنگ نظرانه ی آنها علیه جامعه ی رنگین کمانی ایرانی است.

سیامک همراه
بهار ۱۴۰۱

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.