آخرین نوشته‌ها

آشکارسازی من اول برای خودم

۵ فروردین ۱۳۹۴ | ۰ دیدگاه
آشکارسازی من اول برای خودم

الی همیشه می‌گفتند: ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه‌ست. ولی من یک ماهی پیر رو صید کردم.  مهم‌ترین قسمت آشکارسازی و برون‌آیی برای من، کنار آمدن خودم با خودم به عنوان یک لزبین بود. در حقیقت علاقه‌ی من به یک هم‌ جنس از نه سالگی برای من واضح بود. اما به نظر من […]

ادامه مطلب »

اسباب‌بازی‌های جنسی، خوب‌ها یا بدها؟/زینب پیغمبرزاده

۴ فروردین ۱۳۹۴ | ۰ دیدگاه
اسباب‌بازی‌های جنسی، خوب‌ها یا بدها؟/زینب پیغمبرزاده

شاید شما هم اسم «سکس‌ توی» یا همان «اسباب‌بازی جنسی» را شنیده باشید و شاید هم خودتان یکی از مصرف‌کنندگان‌اش باشید. اسباب‌بازی‌های جنسی را همه‌ی افراد، فارغ از گرایش جنسی‌شان، استفاده می‌کند. درست است که بسیاری از این محصولات برای رابطه‌های همجنس طراحی و تولید می‌شوند اما، برخلاف کلیشه‌ای که بسیاری از رسانه‌ها از جمله […]

ادامه مطلب »

تجربه ی زیسته ی یک لزبین در یک نظام اجتماعی هترونرماتیو/مهدیس

۲۳ اسفند ۱۳۹۳ | ۰ دیدگاه
تجربه ی زیسته ی یک لزبین در یک نظام اجتماعی هترونرماتیو/مهدیس

مهدیس این روایت شخص من است از شرایط، ترس­ها، تهدیدها، بازجویی­ها و تجربیات دیگری که به دلیل گرایش جنسی، متحمل آنها شده ­ام. من یک لزبین ۲۷ ساله مقیم داخل کشور ایران هستم: سال ۱۳۸۵، نوزده ساله بودم. یک دانشجوی تازه­ وارد به حوزه فعالیتی کمپین یک میلیون امضاء. کمپینی برای رفع تبعیض علیه زنان […]

ادامه مطلب »

دادگاه آلمان با شکایت فرزندِ همجنسگرا پدر را جریمه کرد

۲۲ اسفند ۱۳۹۳ | ۰ دیدگاه
دادگاه آلمان با شکایت فرزندِ همجنسگرا پدر را جریمه کرد

جوانی لبنانی تبار در آلمان پدر و دو تن از بستگان نزدیک خود را با این اتهام که او را از حق انتخاب و آزادی همجنسگرایی محروم می کرده اند به دادگاه کشاند. ناصر احمد شکایت کرده بود که پدرش او را به بریدن گلو و عمو یا دائیش او را به آتش زدن و سوزاندن با […]

ادامه مطلب »

یک سال با آرامش

۱۵ اسفند ۱۳۹۳ | ۰ دیدگاه
یک سال با آرامش

مهرنوش از شهری کوچک در ایران نمی دونم چی بنویسم!اصولا زیاد می نویسم!ولی اینبار نوشتن برام سخته. سردرگمم.ساعت ۲ صبح است و من هنوز دارم فکر میکنم. به برگه ی سفید روبه روم و نوری که از  چراغ مطالعه بهش میخوره و سایه ی دستم نگاه میکنم… مدادم رو دردستم گرفتم و به خودم میگم! اخه چی بنویسم! […]

ادامه مطلب »

تجربه های تلخ و شیرین از آشکارسازی

۱۲ اسفند ۱۳۹۳ | ۰ دیدگاه
تجربه های تلخ و شیرین از آشکارسازی

آشکارسازى! نمیدونم چرا وقتى این کلمه را میشنوم یاد روزى می افتم که با پارتنرم پیش کسى براى مشاوره رفته بودیم؛ وقتى داشت میپرسید که چه کسایى از اطرافیانمون راجع به گرایشمون میدونند من گفتم تقریباً همه ى دوستاى نزدیکم میدونند! نگاهش پر از علامت تعجب بود. آشکارسازى اونم براى ما تو ایران اصلن کار […]

ادامه مطلب »

آشکارسازی موفق و نا موفق من

۷ اسفند ۱۳۹۳ | ۰ دیدگاه
آشکارسازی موفق و نا موفق من

می‌تونم به جرات بگم که حدودا تا شش ماه قبل، تمام آشکارسازی‌های من با شکست مواجه بوده. اولین آشکارسازی من حدود  دو سال قبل بود. یک روز خسته از شنیدن صحبت های هموفوب [همجنسگرا ستیز] هم دانشگاهی هایم تلفن را برداشتم و به دوست صمیمی دوران دبیرستانم،مریم، از گرایش جنسی‌ام گفتم و این آشکارسازی آنقدر […]

ادامه مطلب »

تجربه ای از آشکارسازی برای نسل پیشین

۲۷ بهمن ۱۳۹۳ | ۰ دیدگاه
تجربه ای از آشکارسازی برای نسل پیشین

صبح شنبه بود و تازه از رختخواب کنده بودیم. اگر نمی جنبیدم دوباره پدرم دست پیش می گرفت، کارت تلفن را برداشتم و شماره ی تلفنش را گرفتم: «سلامممم. عزیزممممم.» صدای گرم پدرم بود. نمی دانم شاید از او یاد گرفته بودم میم عزیزم را برای همسرم کش بدهم. او هم عاشق این میم کش […]

ادامه مطلب »

ماجرای آشکارسازی من برای مادرم

۱۹ بهمن ۱۳۹۳ | ۰ دیدگاه
ماجرای آشکارسازی من برای مادرم

  همیشه دلم می خواست از گرایشم با خانواده ام صحبت کنم. اولین بار که متوجه یک سری تفاوت های خودم با بقیه دوستان و اطرافیانم شده بودم یک آشکارسازی اشتباه و بی موقع داشتم که با شکست مواجه شد و به هیچ عنوان خوشایند نبود. سه چهار سالی بعد از اون تجربه ی دلنچسب […]

ادامه مطلب »

دوازده نکته ی طلایی که نباید هنگام آشکارسازی فراموش کنید

۱۸ بهمن ۱۳۹۳ | ۰ دیدگاه
دوازده نکته ی طلایی که نباید هنگام آشکارسازی فراموش کنید

صدرا اعتمادی روانشناس بالینی در زندگی همه ی ما وقت هایی بوده که احساس کرده ایم «حالا دیگر باید بگویم!» موقعیت هایی در ارتباط نزدیک با یک دوست، یک همکلاسی، یک همکار یا حتی عضوی از خانواده. این موقعیت ها معمولاً اتفاقی پیش می آیند، از قبل پیشبینی شده نیستند و هیجان زیادی را به […]

ادامه مطلب »