چرا در طبیعت افراد همجنسگرا وجود دارند؟ آنچه علم تا امروز فهمیده
اگر تکامل فقط دربارهٔ زیاد کردن نسل باشد، همجنسگراها اصلاً نباید وجود داشته باشند. اما وجود دارند؛ در همهٔ فرهنگها، در همهٔ دورانها، و حتی در دهها گونهٔ جانوری دیگر. دانشمندان سالهاست دنبال پاسخ این معما میگردند و به چند نظریهٔ قابلتوجه رسیدهاند.

پارادوکس اصلی
بهطور میانگین، افراد همجنسگرا فرزند بیولوژیک کمتری نسبت به افراد دگرجنسگرا دارند. طبق منطق زیستشناسی تکاملی، صفاتی که تولیدمثل را کاهش میدهند باید در طول زمان از بین بروند. با این حال، جذب همجنس همچنان در همهٔ فرهنگهای انسانی دیده میشود. پرسش این است: چه چیزی این ویژگی را زنده نگه میدارد؟
نظریهٔ اول: انتخاب جنسی متضاد
در خانوادهٔ مردان همجنسگرا، یک الگوی جالب دیده شده: مادر، خالهها و مادربزرگهای مادریشان معمولاً بچههای بیشتری نسبت به میانگین دارند. دانشمندها حدس میزنند یک ژن مشترک در کار است؛ همان ژنی که در پسرها باعث جذب به همجنس میشود، در دخترهای همان خانواده باعث میشود راحتتر بچهدار شوند. پس حتی اگر یک نفر در خانواده بچه نداشته باشد، خواهر و خالههایش بچههای بیشتری میآورند و ژن همچنان در خانواده باقی میماند. تکامل تکتک افراد را حساب نمیکند؛ کل خانواده را با هم حساب میکند.
نظریهٔ دوم: انتخاب خویشاوندی
ایدهٔ دیگر این است که شاید مردهای همجنسگرا بهجای بچهدار شدن، وقت و انرژیشان را میگذارند برای مراقبت از خواهرزاده و برادرزادههایشان. چون خواهرزاده و برادرزاده ژنهای مشترک با آنها دارند، اینطوری هم بخشی از ژنهایشان به نسل بعد میرسد، حتی بدون داشتن بچهٔ خودشان. در ساموآ، محققان دقیقاً همین را دیدهاند: مردانی که به همجنس جذب میشدند، خیلی بیشتر از مردهای دگرجنسگرا به خواهرزاده و برادرزادههایشان کمک میکردند.
اما این نظریه همهجا تأیید نشده. وقتی همین تحقیق در کشورهای دیگر مثل آمریکا، بریتانیا، کانادا، ژاپن، اسپانیا و ایتالیا هم انجام شد، این الگو دیده نشد. حتی در ساموآ، این کمک به خواهرزاده و برادرزاده فقط بخش کوچکی (حدود یکپنجم) از نداشتن بچهٔ خود را جبران میکند، نه همهاش را. پس این نظریه شاید فقط بخشی از داستان باشد و احتمالاً بسته به فرهنگ هر جامعه فرق میکند؛ قانونی ثابت برای همهٔ دنیا نیست.
نظریهٔ سوم: تکامل برنامه ندارد
تکامل مثل یک برنامهریز که از قبل تصمیم میگیرد نیست؛ هدف یا نقشهای در کار نیست. همجنسگرا بودن تا حدی ارثی است، اما یک ژن معمولاً فقط یک کار انجام نمیدهد؛ چند اثر مختلف دارد. شاید همان ژنی که باعث جذب به همجنس میشود، همزمان باعث حساستر بودن یا نزدیکتر بودن روابط اجتماعی هم بشود. ژن خودش نمیداند دقیقاً چه کاری انجام میدهد، فقط این اثرها همراه هم میآیند.
جمعبندی
علم هنوز این معما را کامل حل نکرده. نظریههای بالا رقیب یکدیگرند و هیچکدام بهتنهایی پاسخ نهایی نیست. اما یک چیز روشن است: اقلیتهای جنسی و جنسیتی نیازی به توجیه علمی برای وجودداشتن ندارند.


دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.