RSSداستان و شعر

<!--:fa-->گذری بر یک رابطه عاشقانه سافویی (بخش هفتم)/ویتا عثمانی<!--:-->

گذری بر یک رابطه عاشقانه سافویی (بخش هفتم)/ویتا عثمانی

۴ تیر ۱۳۹۲ | ۰ دیدگاه

ویتا پس از ازدواج به عثمانی رفت زیرا هارولد در سفارت انگلستان در قسطنطینیه کار می کرد. در ابتدا فضای آنجا را خیلی دوست داشت. هارولد به سیاست مشغول بود و ویتا می توانست روزها را با قدم زدن در شهر و سپری نمودن وقتش با مردم کوچه و بازار بگذراند. او زبانهای ترکی، فارسی […]

ادامه مطلب »

<!--:fa-->گذری بر یک رابطه عاشقانه سافویی (بخش ششم)/ ویتا عثمانی<!--:-->

گذری بر یک رابطه عاشقانه سافویی (بخش ششم)/ ویتا عثمانی

۱ تیر ۱۳۹۲ | ۰ دیدگاه

زمانی که نامه هارولد به دست ویتا رسید، او بلاتکلیف و مردد بود. او نمی دانست چه می خواهد، میل و کشش او به ویولت قوی تر از گرایشش به دیگران بود ولی رزاموند را نیز دوست داشت. او فکر می کرد می تواند هم با ویولت و هم با رزاموند باشد و از حس […]

ادامه مطلب »

<!--:fa-->گذری بر یک رابطه عاشقانه سافویی (بخش پنجم)/ویتا عثمانی<!--:-->

گذری بر یک رابطه عاشقانه سافویی (بخش پنجم)/ویتا عثمانی

۲۲ خرداد ۱۳۹۲ | ۰ دیدگاه

به قلم ویتا عثمانی رابطه ویتا و رزاموند به اوج خودش رسیده بود که ویولت به لندن برگشت. ویولت خیلی زود متوجه شد احساسات ویتا نسبت به او خیلی کمرنگ شده است؛ حتی ویتا برای دیدار با او عجله نداشت. ویولت می ترسید مبادا ویتا خیال ازدواج در سر داشته باشد. تقریبا یک ماه از […]

ادامه مطلب »

<!--:fa-->گذری بر یک رابطه عاشقانه سافویی (بخش چهارم)/ویتا عثمانی<!--:-->

گذری بر یک رابطه عاشقانه سافویی (بخش چهارم)/ویتا عثمانی

۱۷ خرداد ۱۳۹۲ | ۰ دیدگاه

ویولت و خانواده اش عزیمت کردند. او و ویتا هر روز نامه های پر محبت و صمیمانه می نوشتند، اما با گذشت زمان نامه های ویتا کمتر و کوتاه تر شد. ویتا پنج روز پس از رفتن ویولت، دوست جدیدش هارولد نیکولسون را به خانه شان دعوت کرد تا در یک مجلس رقص که ترتیب […]

ادامه مطلب »

<!--:fa-->یک بوهمی سافویی عاشق<!--:-->

یک بوهمی سافویی عاشق

۱۶ خرداد ۱۳۹۲ | ۰ دیدگاه

یک بوهمی سافویی عاشق (به مناسبت سالروز تولد ویولت کپل ترفوسیز)       به قلم ویتا عثمانی ویولت کپل در ششم ژوئن ۱۸۹۴ در لندن متولد شد. در ده سالگی و در اولین ملاقات با ویتا سکویل وست عاشق او شد، و در تمام عمرش نسبت به او عاشق و وفادار ماند. اگر چه […]

ادامه مطلب »

<!--:fa-->گذری بر یک رابطه عاشقانه سافویی (بخش سوم)/ویتا عثمانی<!--:-->

گذری بر یک رابطه عاشقانه سافویی (بخش سوم)/ویتا عثمانی

۱۶ خرداد ۱۳۹۲ | ۰ دیدگاه

رابطه آن دو پس از این دومین دیدار روز به روز قوی تر و صمیمی تر شد، در طول آن زمستان ویولت چند بار به ملک بزرگ اجدادی ویتا، نول، که عمارتش به قرن چهاردهم تعلق داشت، دعوت شد. آنها بیشتر وقتشان را با هم می گذراندند، با هم به مدرسه می رفتند، با هم […]

ادامه مطلب »

<!--:fa-->گذری بر یک رابطه عاشقانه سافویی (بخش دوم)/ویتا عثمانی<!--:-->

گذری بر یک رابطه عاشقانه سافویی (بخش دوم)/ویتا عثمانی

۱۳ خرداد ۱۳۹۲ | ۰ دیدگاه

  به قلم ویتا عثمانی زمستان ۱۹۰۴ بود. ویتا به دیدار همبازی اش رفت که پایش شکسته بود. ویولت کپل آنجا حضور داشت. او قبلا ویتا را در مدرسه دیده و به او شدیدا علاقمند شده بود. این اولین فرصتی بود که نگاهش با نگاه او تلاقی می کرد، مدتها منتظر فرصتی بود که بتواند […]

ادامه مطلب »

<!--:fa-->قدرت و لذت<!--:-->

قدرت و لذت

۸ خرداد ۱۳۹۲ | ۰ دیدگاه

قدرت و لذت ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﮔﺎن:آدرﯾﺎن رﯾﭻ و اودری ﻟﺮد ﻣﺘﺮﺟﻢ: ﺷﺎدی اﻣﯿﻦ ﺗﺮﺟﻤﻪ اﺷﻌﺎر: ﻫﺎﯾﺪه ﺗﺮاﺑﯽ ﺗﺎﯾﭗ: زﻫﺮاﻋﺰﯾﺰآﺑﺎدی ﻓﺮاﻫﺎﻧﯽ ﻃﺮح ﺟﻠﺪ: آژﯾﻦ ﭼﺎپاول، ۲۰۰۶ ﺗﯿﺮاژ ۵۰۰ ﻧﺴﺨﻪ ﭼﺎپ: ﺑﺎﻗﺮﻣﺮﺗﻀﻮی، آﻟﻤﺎن/ ﮐﻠﻦ ﻧﺸﺮآﯾﺪا

ادامه مطلب »

<!--:fa-->شعری گم شده از شبهای مستانه ویتا سکویل وست<!--:-->

شعری گم شده از شبهای مستانه ویتا سکویل وست

۶ خرداد ۱۳۹۲ | ۰ دیدگاه

به قلم ویتا عثمانی اخیرا یک شعر عاشقانه سافویی از ویتا سکویل وست به ویولت کپل ترفوسیز، پس از ۹۵ سال به طور اتفاقی پیدا شده است که می تواند چشم اندازهای تازه ای فرا روی ما در مورد این رابطه تاریخی سافویی بگشاید و علاوه بر آن ما را امیدوار سازد که در آینده […]

ادامه مطلب »

<!--:fa-->گذری بر یک رابطه عاشقانه سافویی (بخش نخست)/ویتا عثمانی<!--:-->

گذری بر یک رابطه عاشقانه سافویی (بخش نخست)/ویتا عثمانی

۱ خرداد ۱۳۹۲ | ۰ دیدگاه

پیشگفتار این داستان شرح حال دو زن عاشق است که تحت فشارهای اطرافیان ناخواسته از هم جدا شدند. آنها هر دو به طبقه اشراف انگلستان تعلق داشتند، هر دو شاعر و نویسنده بودند، هر دو جذاب و خوش سیما بودند و هر دو از حس زیبایی شناختی والایی برخوردار بودند. ویتا سکویل وست، شاعر و […]

ادامه مطلب »