RSSروایت لزبین‏‏‌ها

تجربه های تلخ و شیرین از آشکارسازی

تجربه های تلخ و شیرین از آشکارسازی

۱۲ اسفند ۱۳۹۳ | ۰ دیدگاه

آشکارسازى! نمیدونم چرا وقتى این کلمه را میشنوم یاد روزى می افتم که با پارتنرم پیش کسى براى مشاوره رفته بودیم؛ وقتى داشت میپرسید که چه کسایى از اطرافیانمون راجع به گرایشمون میدونند من گفتم تقریباً همه ى دوستاى نزدیکم میدونند! نگاهش پر از علامت تعجب بود. آشکارسازى اونم براى ما تو ایران اصلن کار […]

ادامه مطلب »

آشکارسازی موفق و نا موفق من

آشکارسازی موفق و نا موفق من

۷ اسفند ۱۳۹۳ | ۰ دیدگاه

می‌تونم به جرات بگم که حدودا تا شش ماه قبل، تمام آشکارسازی‌های من با شکست مواجه بوده. اولین آشکارسازی من حدود  دو سال قبل بود. یک روز خسته از شنیدن صحبت های هموفوب [همجنسگرا ستیز] هم دانشگاهی هایم تلفن را برداشتم و به دوست صمیمی دوران دبیرستانم،مریم، از گرایش جنسی‌ام گفتم و این آشکارسازی آنقدر […]

ادامه مطلب »

آشکارسازی من برای برادرم

آشکارسازی من برای برادرم

۲ اسفند ۱۳۹۳ | ۰ دیدگاه

روزهای خیلی بدی بود فشار عصبی زیادی رو تحمل میکردم اون قدر بی اشتها بودم که یادم نمی اومد آخرین باری که غذا خوردم کی بود. دردهای عصبی کمرم رو آزار میداد. تلخ بودم. این نوع رفتارها دیگه برای شوهرم عادی شده بود. دوره ی دعوا و بحث و تشنج تموم شده بود. بیشتر از […]

ادامه مطلب »

تجربه ای از آشکارسازی برای نسل پیشین

تجربه ای از آشکارسازی برای نسل پیشین

۲۷ بهمن ۱۳۹۳ | ۰ دیدگاه

صبح شنبه بود و تازه از رختخواب کنده بودیم. اگر نمی جنبیدم دوباره پدرم دست پیش می گرفت، کارت تلفن را برداشتم و شماره ی تلفنش را گرفتم: «سلامممم. عزیزممممم.» صدای گرم پدرم بود. نمی دانم شاید از او یاد گرفته بودم میم عزیزم را برای همسرم کش بدهم. او هم عاشق این میم کش […]

ادامه مطلب »

کاش انکار نمی کردم

کاش انکار نمی کردم

۲۴ بهمن ۱۳۹۳ | ۰ دیدگاه

اولین بار که چیزی در مورد همجنس‌گرایی خواندم بیست سالم بود. تا پیش از آن گرایشم به زن‌ها برایم ناخوشایند و نامفهوم بود و آن را به شکلی مبهم نوعی اختلال جنسی می‌دانستم و نقطه‌ی تاریکی که باید پنهان بماند. آگاهی از این که گرایشم مختصاتی علمی دارد و تنها محدود به من نیست اتفاق […]

ادامه مطلب »

ماجرای آشکارسازی من برای مادرم

ماجرای آشکارسازی من برای مادرم

۱۹ بهمن ۱۳۹۳ | ۰ دیدگاه

  همیشه دلم می خواست از گرایشم با خانواده ام صحبت کنم. اولین بار که متوجه یک سری تفاوت های خودم با بقیه دوستان و اطرافیانم شده بودم یک آشکارسازی اشتباه و بی موقع داشتم که با شکست مواجه شد و به هیچ عنوان خوشایند نبود. سه چهار سالی بعد از اون تجربه ی دلنچسب […]

ادامه مطلب »

دوازده نکته ی طلایی که نباید هنگام آشکارسازی فراموش کنید

دوازده نکته ی طلایی که نباید هنگام آشکارسازی فراموش کنید

۱۸ بهمن ۱۳۹۳ | ۰ دیدگاه

صدرا اعتمادی روانشناس بالینی در زندگی همه ی ما وقت هایی بوده که احساس کرده ایم «حالا دیگر باید بگویم!» موقعیت هایی در ارتباط نزدیک با یک دوست، یک همکلاسی، یک همکار یا حتی عضوی از خانواده. این موقعیت ها معمولاً اتفاقی پیش می آیند، از قبل پیشبینی شده نیستند و هیجان زیادی را به […]

ادامه مطلب »

تجربه ی امنیتی در باشگاه ورزشی

تجربه ی امنیتی در باشگاه ورزشی

۲ بهمن ۱۳۹۳ | ۰ دیدگاه

الهه صبح ساعت ۷ گوشیم زنگ خورد. باید بیدار می­شدم و آماده می­شدم برای رفتن سر کار. از صبح یه احساس عجیبی داشتم که منو نا آروم کرده بود. حاضر شدم. ۳۰ دقیقه بعد باشگاه بودم. طبق عادت همیشگی یه قهوه درست کردم و منتظر شدم تا کلاسم شروع بشه. شاگردام یکی یکی اومدن و […]

ادامه مطلب »

روایت لزبین ها: امنیت در خوابگاه دانشجویی

روایت لزبین ها: امنیت در خوابگاه دانشجویی

۲۸ دی ۱۳۹۳ | ۰ دیدگاه

ستاره بعد از کشف هویت جنسی خودم چیزی که همیشه با آن درگیر بودم پنهان کردن این حس از اطافیانم بوده، چه دوستان دگرجنسگرا و چه خانواده، عکس العمل های هموفوبیک اطافیانم من را بر تصمیمم مصرتر کرده است.( البته به این معنی نیست که من تا به امروز کامینگ اوت نداشته‌ام، بلکه برای دوستان […]

ادامه مطلب »

امنیت در فضای مجازی

امنیت در فضای مجازی

۲۳ دی ۱۳۹۳ | ۰ دیدگاه

شما هرگز در اینترنت امن نخواهید بود، پس این دروغ زیبا رو یک بار برای همیشه کنار بگزارید. حفظ اسرار در فضای مجازی: مهمترین نکته این هست که بدانیم فضای مجازی مخصوصا وقتی در کشوری به نام ایران زندگی می کنیم تنها به محیط اینترنت ختم نمیشود. جایی که هر قمری، بتواند لب تاپ، گوشی، […]

ادامه مطلب »