الگوهای روابط نافرجام/ صدرا اعتمادی (قسمت دوم)

۱۲ مرداد ۱۳۹۴ | ۰ دیدگاه
Tweet about this on TwitterShare on FacebookPrint this pageShare on Google+Email this to someone

ax1

 

در قسمت پیشین،  پنج  الگوی  غلط روابط عاطفی  را با تصرف و تلخیص از  کتاب  دکتر باربارا دی انجلس  برشمردیم  . در این شماره  با ادامه ی این الگوها با شش رنگ همراه شوید :

الگوی غلط شماره شش :  رابطه ای که در آن بیش از آنچه شریک تان  به شما عشق می ورزد، شما به او عشق می ورزید .

احتمالآً این احساس برایتان آشناست . شما عاشق هستید اما از احساس طرف مقابل مطمئن نیستید .او انقدرها هم از رابطه اش با شما هیجان زده نیست . وقتی که در کنارتان نیست مدام به او فکر می کنید اما این طور به نظر می آید که او بدون شما مشکل چندانی ندارد. این شما هستید که همیشه می خواهید صمیمی و مهربان باشید، شما ابراز محبت می کنید، شما قرارهای ملاقات را برنامه ریزی می کنید. شما هستید که برای مناسبت های خاص  از قبل برنامه ریزی می کنید و هدیه تدارک می بینید.  چنین رابطه ای  از تعادل خارج شده و محکوم به شکست است .  در یک رابطه سالم این قطبیت به طور متعادلی  بین  طرفین جا به جا می شود.

الگوی غلط شماره  هفت: رابطه ای که در آن کمتر از آنچه به شما عشق می ورزند ، به شریک تان عشق می ورزید .

این نوع رابطه دقیقاً عکس رابطه ی قبلی است. به این معنا که شما بسیار بیش از آنچه به شریک تان  علاقه نشان می دهید، از او محبت دریافت می کنید. ممکن است گاهی احساس گناه کنید و یا سعی کنید خودتان را متقاعد کنید  که بیش از ان چه واقعیت دارد ؛ او را دوست دارید.  اما از درون می دانید که آن گونه که او به شما عشق می ورزد نسبت به او احساس علاقه ندارید . ممکن است در مقابل ابراز علاقه ی بیشتر او احساس کنید  دارید کنترل می شوید یا به ازادی و فضای بیشتری نیاز دارید.

الگوی غلط شماره  هشت: رابطه ای که در آن عاشق توانایی های بالقوه ی شریک تان هستید.

 اگر شما در چنین رابطه ای گیر افتاده باشید ، احتمالآً با چنین جملاتی خودتان را توجیه می کنید :« او فقط نیاز به کمی زمان دارد تا خودش را جمع و جور کند » ، « اگر به حد کافی به او عشق بورزم بعد از مدتی می توانم او را تغییر دهم. »، « می دانم که او عصبی و بد اخلاق است  اما  اگر به او محبت کنم می تواند بهتر شود»  . در این حالت احتمالاً  شما شیفته ی پتانسیل های یک فرد برای ازدواج و ادامه زندگی شده اید.  به این معنا که  در واقع شما شیفته ی خود او نیستید ؛ بلکه شیفته ی آن فردی هستید که  امیدوارید شریک تان  به آن تبدیل شود.  غالباً افرادی که تلاش می کنند  طرف مقابل زندگی شان را مانند پروژه ای « قابل سرمایه گذاری» ببینند ، بعد از مدتی مایوس و سرخورده می شوند.  در این روابط  که بسیار هم اعتیاد آور هستند ، شما به کسی امید بسته اید که قرار است روزی تبدیل به شریک ایده آلی بشود  که در ذهن تان دارید.  در نهایت بعد از مدتی ممکن است بفهمید که او تغییری نخواهد کرد.  اما دست کشیدن از امیدی که مدتها برایش زحمت کشیده اید، بسیار دشوار است .

الگوی غلط شماره  نه : رابطه ای که در آن شما ماموریت نجات شریک تان را برعهده دارید.

اگر بیش از اندازه دلتان برای شریک تان  می سوزد و احساس مسئولیت زیادی دارید که زندگی او را روبه راه کنید ، احتمالاً شما در یک رابطه ی غلط  قرار گرفته اید . برخی افراد ممکن است خودشان را در نقش یک منجی بدانند که ماموریت و رسالتش نجات دادن زندگی یک فرد دیگر است . این افراد وارد ارتباط با کسانی می شوند که آسیب دیده ، زخم خورده و شکننده هستند .  مثلاً کسانی که مشکلات جسمانی یا روانی  شدید یا اعتیاد دارند و ….  سپس به او محبت می کنند و در مقابل تشکر و قدردانی طرف مقابل ، احساس مفید بودن و بزرگی می کنند.  این رابطه ها غالباً بیشتر به یک ماموریت نجات شباهت دارد. شما در واقع نقش یک مادر یا پدر دلسوز را بازی می کنید. این نوع روابط نیز می توانند شما را عمیقاً درگیر کنند. شما همواره می ترسید از رابطه خارج شوید چرا که ممکن است طرف مقابل  از نظر روحی لطمه ببیند. بنابراین رابطه با نوعی ترحم آغاز شده و با احساس گناه ادامه پیدا می کند.

الگوی غلط شماره  ده: رابطه ای که در آن به شریک تان  به عنوان یک الگو یا آموزگار می نگرید.

دانشجویی که شیفته ی استاد خود می شود یا کارمندی که به رییس خود دل می بازد، نمونه های خوبی از این نوع رابطه هستند.  در تمامی روابطی مانند این، شما به طرزی نامتعادل جایگاهی بسیار بلند و منزلتی گزاف برای فرد مقابل قائل هستید.  طرفین رابطه از جایگاه برابر و متعادل برخوردار نیستند و موازنه ی لازم در یک ارتباط بالغانه وجود ندارد.  زیرا یکی از طرفین در چشم دیگری مقام و مرتبه ای بلند پایه و ممتاز دارد. در چنین رابطه ای دشوار است که در ذهن تان به فرد مقابل،  جایگاهی برابربا خودتان بدهید .  شما احتمالاً هیچ گاه نمی توانید با او مخالفت کنید زیرا احساس می کنید که او از شما بیشتر می داند یا  باهوش تر از شما است . فراموش نکنید که شکست چنین رابطه هایی برخاسته از تفاوت “جایگاه ”  دونفر نیست بلکه از نگرش و طرز برخورد طرفین نسبت به هم ناشی می شود. اشکالی ندارد اگر با کسی باشید که از شما موفق تر یا باهوش تر است . به شرط این که خودباوری و اعتماد به نفس تان را ازدست ندهید و از نظر ذهنی از فرد مقابل یک الگو یا بت نسازید.

 

منبع ( با تصرف و تلخیص):

De Angelis, Barbara (1997). Are you the one for me?   The University of  California press.

صدرا اعتمادی – روانشناس

لینک قسمت اول مقاله:
http://6rang.org/2650

Tweet about this on TwitterShare on FacebookPrint this pageShare on Google+Email this to someone

برچسب‌ها: , , ,

دسته: از دیگران, جنسیت و سکس, رویدادهای ایران, علیه هموفوبیا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *