آسیب شناسی جنبش اقلیت های جنسی (بخش اول) / هوداد طلوعی

۱۱ مرداد ۱۳۹۴ | ۰ دیدگاه
Tweet about this on TwitterShare on FacebookPrint this pageShare on Google+Email this to someone

pic1

جنبش همجنسگراها،‌ دوجنسگراها و ترنس‌ها به دلیل نوپایی و کم تجربه بودن، در معرض آسیب‌های متعدد است.  حملات اخیر به یکی از فعالین این حوزه، شادی امین، موضوع بررسی این نوشتار است.

در دو هفته پایانی ماه مه (۲۰۱۵)، بعد از آنکه اولین مطالب بر علیه شادی امین منتشر شدند، با توجه به محتوا و ساختار نوشتاری آنها، مسئله بیشتر در حد حسادت‌های شخصی به نظر می‌رسید و قابل توجه نبود.  اما این اقدامات به تدریج شکل سازمان‌یافته‌ای به خود گرفتند، طوری که شاهد ساخته شدن تعدادی پروفایل‌های جعلی، صفحات فیس‌بوکی، وبسایت، انتشار نامه‌های جعلی و غیره بودیم. مطالب منتشر شده به دلایل مختلف آزار دهنده بودند. اما چنانچه اتفاقات و مطالب مربوط به این دو ماه و نیم تحت بررسی و بحث قرار بگیرند، می‌توان امید داشت که تجربیات خوب و سازنده‌ای را برای ادامه راه در اختیار ما قرار بدهند.

مطالب منتشر شده با هدف شفاف سازی یا نقد سازنده نبوده‌اند.  به عنوان مثال لحن نوشتارها سراسر تنفر و خشم می‌باشد، راهکاری برای حل مشکلاتی که ادعایش را می‌کنند ارائه نمی‌دهند،‌ مملو از “برچسب و افترا” زدن هستند، و در غالب موارد هویت واقعی نویسندگان مشخص نیست. مشخص نبودن هویت نویسندگان دست ایشان را در مطرح کردن اتهامات بی‌اساس باز گذاشته است. در نوشتارهای بعدی با ذکر مثال به تمامی این موارد پرداخته خواهد شد. اما در اینجا شاید بتوان برخی از دلایل چنین رفتارهایی را اینگونه برشمرد:

  1. هویت سازی:  در پاسخ به سوال “من کیستم؟” افراد اقدام به ارائه یک سری اطلاعات می‌کنند، از جمله اسم و فامیل‌، محل تولد، روابط خانوادگی با افراد شناخته شده، علاقه مندیها، تحصیلات، شغل و جایگاه اجتماعی.  ارائه این “تصویر از خود” کارکردهای مختلفی می‌تواند داشته باشد، مانند کمک به افراد برای عضویت در گروه‌های اجتماعی و سپس دستیابی به یک جایگاه مورد توجه در این گروه‌ها.  زمانی که افراد در دستیابی به جایگاه مورد نظرشان شکست بخورند، ممکن است دست به اقداماتی بزنند که در نهایت باعث آسیب رسیدن به خودشان و دیگران بشوند.  به عنوان مثال، فرد اقدام به یافتن یک فرد آسیب‌پذر نموده و با تمسخر او سعی خواهد کرد باعث سرگرمی اعضای گروه و جلب توجه آنها بشود.  در مواردی دیگر ممکن است با ارائه “نقد” نسبت به یک عضو در جایگاه برتر، سعی کند موقعیت خودش را ارتقا دهد.  در صورتی که این نقد سازنده باشد، این مکانیسم نهایتا به نفع همه خواهد بود.  اما چنانچه نقد بی اساس باشد، باعث آسیب‌های مختلف خواهد شد.  بعد از انتشار کتاب “جنسیت X” توسط شادی امین و معرفی این کتاب در فضای مجازی، مطلبی منتشر شد که ادعا می‌کرد برخی از “لایک‌های” مربوط به این کتاب در “فیس‌بوک” خریداری شده‌اند!  آیا واقعا در شرکت فیس‌بوک یک واحدی برای فروش “لایک” وجود دارد؟  قیمت هر “لایک” چقدر است؟ چرا خریداران لایک، لایک ایرانی ها را نخریدند؟ حتی اگر چنین مسئله‌ای حقیقت هم داشته باشد، چه ارتباطی با محتوای کتاب دارد؟  آیا نقد خود کتاب و محتوای آن امکان پذیر نبود؟

 

نکته مهم این است که حتی اگر یک نقد یا انتقادی با هدف “هویت سازی” انجام بگیرد، اما منطقی و سازنده باشد، می‌تواند نتایج مثبتی داشته باشد.  اما در صورتی که صرفا به حاشیه سازی پرداخته شده باشد، باعث گیج شدن مخاطب، تضعیف روحیه فعالین و دلسردی خواهد شد.

 

  1. انتقام گیری شخصی:  فضای مجازی این فرصت را به افراد داد تا با ساخت پروفایل‌های غیر واقعی به روش‌های مختلف اقدام به تخریب افراد با هدف انتقام گیری‌های شخصی نمایند.  در چنین شرایطی همانطور که مشاهده شد، هدف شفاف سازی و یا ایجاد تغییر مثبت در جامعه نیست، گرچه ممکن است بطور شعارگونه‌ای این اهداف مطرح شده باشند.  معمولا نویسنده‌ها هویت واقعی خودشان را اعلام نمی‌کنند و تنها به اتهام زدن می‌پردازند، بدون آنکه در واقع شکایتی قانونی صورت گرفته باشد.  اعلام نکردن هویت واقعی به آنها کمک می‌کند تا به دلیل اتهامات واهی که وارد کرده‌اند مورد پیگرد قانونی قرار نگیرند.  در مقابل چنین افراد تنها کار موثر آگاه ساختن جامعه نسبت به قوانین و حقوق افراد است.

 

 

  1. رقابت:  در فعالیت‌های تجاری، رقبا با استفاده از روشهای مختلف سعی در جلو افتادن از رقیب‌هایشان را دارند.  اما در فعالیت‌های مربوط به حقوق بشر، اگر قرار باشد رقابتی هم صورت بگیرد، باید به سالم‌ترین شکل ممکن باشد.  به عنوان مثال، کار کردن با جدیت بیشتر، نه اینکه اقدام به تخریب دیگران بشود.  یکی از نقل قول‌های معروف مارگارت تاچر، نخست وزیر فقید انگلستان این بود: “قبلا مهم این بود که تلاش کنی کاری انجام دهی، اما حال مهم این است که تلاش کنی کسی باشی”[۱].

در نوشتارهای بعدی با اشاره به جزییات مطالب منتشر شده، به بررسی دقیق‌تر آنها خواهیم پرداخت.

 

 

[۱] It used to be about trying to do something.  Now it’s about trying to be someone.

 

هوداد طلوعی
اول آگوست ۲۰۱۵

Tweet about this on TwitterShare on FacebookPrint this pageShare on Google+Email this to someone

برچسب‌ها: , ,

دسته: جنسیت و سکس, علیه هموفوبیا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *