آنچه قبل از آشکارسازی باید بدانیم / صدرا اعتمادی

۳۰ فروردین ۱۳۹۴ | ۰ دیدگاه
Tweet about this on TwitterShare on FacebookPrint this pageShare on Google+Email this to someone

tumblr_miouqgncyy1rgdzzmo1_500

صدرا اعتمادی، روانشناس بالینی

هیچ  انسان سالمی وجود ندارد که  ادعا کند میلی برای به اشتراک نهادن احساسات و افکارخود  با دیگران ندارد.

افراد همجنس گرا در طول زندگیشان بطور مداوم ناچارند جنبه های مهمی از خویشتن  را ازدیگران پنهان نگه دارند.  از ابتدای نوجوانی که فرد به تدریج به تفاوت خود با دیگران پی می برد ، از آنجا که دریک  بافت دگرجنس گرا محور  رشد یافته است، به سادگی متوجه غرابت و تمایز احساسات و تمایلات خود نسبت به سایرین می شود. بنابراین درمی یابد که باید در به اشتراک گذاری این احساسات و تمایلات با افراد دیگر جانب احتیاط را رعایت کند.  حتی بعضاً افرادی که متوجه این تمایز آشکار نبوده یا غرابت آن از دیدگاه دیگران برایشان قابل درک نیست-  یا افرادی که از نظر شخصیتی  برون گرا تر هستند-   ممکن است  در ابتدا برخی از احساسات خود نسبت به همجنسان شان را با اطرافیان نزدیک یا دوستانشان درمیان بگذارند . اما احتمالاً مشاهده ی یکی دو واکنش منفی برای بازخورد گرفتن آنها کافی است. به این ترتیب فرد به واسطه ی مجموعه ای از عوامل محیطی- فرهنگی و درطی تعاملاتش  با دیگران در می یابد که مرزی ناخواسته او را از سایرین جدا می کند.  مرزی ناخواسته  که سبب می شود او به چشم ” دیگری”  نگریسته شود. با این حال، پس از اینکه فرد  بحران های چالش برانگیز کنار آمدن با گرایش خود و پذیرفتن خود بعنوان یک همجنس گرا را پشت سر می گذارد ، باردیگر این تمایل را پیدا می کند که خود را همان گونه که هست به دیگران بنمایاند. این مرحله  ممکن است  مدتی طولانی پس از آگاهی فرد از گرایش خود اتفاق بیفتد . تفاوت این  به اشتراک گذاری، با آنچه در ابتدا ا ذکر شد،  این است که  در این مرحله ، رویکرد فرد  ، دیگر تابع آزمون وخطا نیست. بلکه کاملاً آگاهانه و توأم با بینش است .  وی می داند که از منظر دیگران همجنس گرایی امر غریبی است.  می داند که اغلب افراد مانند او نیستند و مانند او فکر نمی کنند.  می داند که ممکن است در معرض قضاوت و پیش داوری و تبعیض قرار گیرد . می داند که برون آیی ممکن است پیامدهای ناخوشایندی داشته باشد.  اما علی رغم این آگاهی، ترجیح می دهد خود اصیل و واقعی اش را به اطرافیانش نشان دهد . او دشواری ِ اصیل ِ ” بودن با دیگران ” را به  سهولت محافظه کارانه ی ” بودن برای دیگران ” ترجیح می دهد.

اما قبل از رسیدن به این مرحله لازم است برخی ملاحظات را لحاظ کنیم تا تجربه ی  آشکارسازی برایمان تجربه ای موفق و به یاد ماندنی شود:

 

ضرورت سنجی : آیا واقعاً لازم است که به این فرد خاص بگویم ؟

به دیدن مادر بزرگ  بی سواد هشتاد وپنج ساله تان که گوشهایش به سختی می شنود و دوبار هم سکته کرده است، در آسایشگاه سالمندان می روید ، او را  کنار می کشید که آخر عمری به او بگویید همجنس گرا هستید؟!!

این آشکارسازی دقیقاً چه منفعتی دارد؟ این اعتراف جز پریشان کردن یک فرد  سالخورده چه پیامد دیگری دارد؟ آیا این فرد قرار است در این زمینه مقاله منتشر کند یا سخنرانی ترتیب دهد؟ یا ممکن است در جمع دوستانش درباره گرایش جنسی نوه اش با افتخار صحبت کند و  احیاناً ازحقوق اقلیت های جنسی  دفاع کند؟  آیا می تواند  در جمع خانواده تان از شما حمایت کند؟ آیا  اساساً توان یا امکانات لازم برای  متقاعد سازی دیگر اعضای خانواده را دارد؟ اگرپاسخ شما به همه ی این سوالات  منفی است،  بهتر است این گونه  آشکارسازی  ها را فراموش کنید.  ضمن این که اخلاقاً  بهتر است شرایط طرف مقابل را هم لحاظ کنیم. در مثال بالا  که صرفآً کاریکاتور بزرگنمایی شده ی برخی از آشکارسازی های غلط برخی از ماست، فردی سالمند با پیشینه ی احتمالاً سنتی و مذهبی ، که نظراتش نقش زیادی در زندگی نوه اش  ندارد ، کاری به کار کسی ندارد و به واسطه ی نداشتن سواد ، دانش لازم برای  دسترسی به اینترنت را هم ندارد ،  هدف آشکارسازی قرار می گیرد که قطعاً گزینه مناسبی نیست. به طور کلی امکان تغییر نگرش در افراد کهنسال بسیار کم است. اگر بنا به شرایط فردی تان، واقعاً این نیاز را حس کرده اید که  برای پدریا مادر پیرتان یا هرفرد سالمند دیگری  آشکارسازی کنید بهتراست از یک فرد سوم (ترجیحاً یک روانشناس یا پزشک معتمد) کمک بگیرید.

مهم ترین نکته ای که قبل از آشکارسازی برای هرفرد باید درنظر بگیریم  این است که  دانستن گرایش/هویت جنسی ما توسط  آن فرد چه چیزهایی  را در زندگی ما تغییر می دهد یا بهبود می بخشد؟ چه قدر بعد از برون آیی با خودمان احساس راحتی بیشتری داریم؟ چقدر احساس سبک بودن و اصیل بودن خواهیم داشت؟ چقدر روابط مان با آن فرد صادقانه تر خواهد بود و مانند اینها.

گاهی ممکن است حس کنیم در زندگی شخصی ما چیزی تغییر نمی کند،  دراین صورت باید پرسید آشکارسازی ما چقدر می تواند به آگاه سازی افراد جامعه کمک کند و درنهایت به سود اقلیت های جنسی باشد؟ مثلاً آشکارسازی برای یک همکار در محیط کار را درنظر بگیرید. ممکن است این فرد نقش مهم و ویژه ای در زندگی شما نداشته باشد و قبل یا بعد از برون آیی برای او هیچ حس ویژه ای نداشته باشید. دراین صورت، باید از خودتان بپرسید  این  فرد چه قدر روابط اجتماعی دارد؟ با چه تعداد افراد درارتباط است؟ چند نفر را می تواند آگاه کند؟

اگر ازگرایش یا هویت جنسی  خود مطمئن نیستید …

اگر از گرایش/هویت جنسی خود اطمینان ندارید یا با آن احساس راحتی نمی کنید، شاید بهترباشد قبل از آشکارسازی برای خانواده یا دوستان با یک فرد آگاه و مطمئن مانند دوست همجنس گرایی که قبلآً  این مراحل را گذرانده کمک بگیرید. اگر امکان مراجعه به یک روانشناس آگاه را دارید حتماً از او کمک بگیرید .

 

اگر نوجوان هستید ….

اگر هنوز درسنین نوجوانی هستید و نسبت به گرایش خود تردید دارید لازم است بدانید که اغلب افراد در سنین نوجوانی یک مرحله میل به همجنس را تجربه می کنند .  در افراد دگرجنس گرا، این مرحله گذراست. در افراد همجنس گرا/ دوجنس گرا  این مرحله تداوم می یابد. درافراد ترنس سکشوال، میل به همجنس اغلب با میل شدید برای داشتن جسم جنس مخالف همراه است. توصیه می شود که سعی نکنید احساسات و عواطف خود را نامگذاری کنید یا خودتان را زیر برچسب خاصی طبقه بندی کنید. نگران نباشید . هیچ یک از احساساتی که تجربه می کنید” غلط ” نیستند . پس هیچ گاه از آنچه که هستید شرمگین نباشید. صبور باشید و به خودتان زمان بدهید . از یکی ازاعضای خانواده تان که با او احساس راحتی می کنید بخواهید شما را نزد یک روانشناس آگاه ببرد.

 

مزایای آشکارسازی:

–          فرصتی برای “خود”  بودن ؛ بی آن که مجبور باشید چیزی را پنهان کنید .

–          احساس سبکی . گویی باری از روی دوش تان برداشته می شود.

–          پس از آشکارسازی موفق، می توانید به آن شیوه ای که دوست دارید درحضور افرادی که برای آنها گرایش/هویت جنسی  تان را فاش کرده اید، زندگی کنید.

–          پس از آشکارسازی، ممکن است آشنا شدن با سایر افراد همجنس گرا، دوجنس گرا یا فراجنسیتی برایتان ساده تر شود.

–          امکان کمک و حمایت کردن از سایر افراد همجنس گرا، دوجنس گرا یا فراجنسیتی برای آشکارسازی کردن خواهید داشت.

–          احساس راحتی بیشتر با خودتان خواهید داشت .

–          آشکارسازی فرصتی است برای آموختن به دیگران ، برای اینکه برخی از کلیشه ها و افسانه ها را درباره ما کنار بگذارند.

–          بعد از یک آشکارسازی موفق؛ شما یک الگوی خوب برای همنوعان خودتان خواهید بود!

 

عواقبی که باید درنظرداشته باشید :

 

–          هوموفوبیا ( همجنس گرا ستیزی)

–          مسایل امنیتی

–          واکنش های منفی

–          طرد شدن

–          جدی گرفته نشدن یا مورد بی توجهی قرارگرفتن

–           برخوردهای متفاوت از افراد مختلف

–          نصیحت شنیدن یا تلاش هایی برای  ” اصلاح ” کردن گرایش/هویت  جنسی تان

منتظر مطالب بعدی ما درباره اشکارسازی باشید .

Tweet about this on TwitterShare on FacebookPrint this pageShare on Google+Email this to someone

برچسب‌ها: ,

دسته: روایت لزبین‏‏‌ها

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *