گزارش مختصر “تاریخ اجتماعی روابط سکسی در ایران”، بخش سوم

۱۳ شهریور ۱۳۹۳ | ۰ دیدگاه
Tweet about this on TwitterShare on FacebookPrint this pageShare on Google+Email this to someone

zimg_001_18

بهار امانی

در این متن کوتاه به ادامۀ گزارش فلور از آداب زناشویی در ایران اسلامی می­پردازیم.

 

سن ازدواج:

شرع اسلام ازدواج با صغیران را در صورتی جایز می­ داند که والدین به نیابتشان آنها را عقد کنند[۱]. فلور یکی از دلایل رواج زناشویی زودهنگام در ایران را تلاش برای پیشگیری از سکس پیش از ازدواج می­ داند. دلیل دیگر به ویژه در میان خانواد ه­های فقیر، کم شدن یک “نا نخور” و گرفتن شیربها از داماد بوده است. گرچه فعالین اصلاح­ گرا از حدود سال ۱۳۲۱ بحث دربارۀ مدرن­ سازی قواعد ازدواج و طلاق را آغاز کرده بودند، اما این تلاش مدت­ ها بی ثمر ماند. در سال ۱۳۵۳ سن قانونی ازدواج برای دختران به هجده سال و برای پسران به بیست سال افزایش یافت و البته برای دختران بالای پانزده سال هم استثناءهایی در نظر گرفته شد. این قانون همچنین حکم می­ کرد که تمام وقایع مهم خانوادگی از قبیل ازدواج، تولد و مرگ به طور رسمی توسط مقامات کشوری ثبت شود. با وقوع انقلاب اسلامی، قانون ازدواج سال ۵۳ و سایر قوانین حکومت پیشین باطل اعلام شده و قوانینی مطابق با شرع اسلامی تدوین شدند[۲].

 

 

ازدواج با بیوه ­ها:

اسلام برخلاف سنت پیشااسلامی نگاه مثبتی به زناشویی با بیوه ­ها دارد. در ایران سده ­ی نوزدهم، مردم ازدواج با بیوه ­­ها را از جهاتی ترجیح می ­دادند، چرا که فکر می­ کردند این زنان در زندگی قبلی خود به فنون خانه ­داری مسلط شده­ اند. زنی که شوهرش می­ مرد، معمولاً با برادر او وصلت می­ کرد. با این همه بسیاری از بیوه­ ها زندگی فلاکت ­باری داشتند، چرا که یا زن چندم یک مرد می­ شدند و یا به عقد موقت تن می­ دادند. از سوی دیگر، بیوه­ مردها نسبت به بیوه ­زنان شانس بیشتری برای ازدواج مجدد داشتند[۳].

 

 

زیبایی:

یک نکته ­ی جالب، معیارهای زیبایی در ایران سدۀ سیزدهم هجری است. در این دوران، با مداد خط باریکی بالای لب زنان می­ کشیدند، چرا که ویژگی­های پسرانه برای بسیاری از مردان جذابیت داشت. به بیان فلور، در دهۀ دوم سدۀ چهاردهم این رسم دیگر ناخوشایند شده بود[۴].

 

همسرگزینی

در خانواده­ ها، اقوام، و دوران ­های مختلف، میزان عاملیت جوانان در انتخاب همسرشان متفاوت بود. برای نمونه، عروس ­ربایی در ولایات کاسپین رسمی مقبول به شمار می ­رفت و در جاهای دیگر رسوم متفاوتی برقرار بود. با وجود موارد استثنایی، قاعده ­ی کلی این بود که دختران اختیاری در انتخاب همسر نداشتند. عموم مردم باور داشتند که عشق بعدها پدید می ­آید و باید به ازدواج رضایت داد[۵].

 

 

چندهمسری

بنا بر قوانین اسلامی، مرد نمی ­تواند همزمان بیش از چهار زن عقدی داشته باشد. قانون دیگر این است که مرد پیش از تمام شدن عده ­­ی زن مطلقه ­اش حق ندارد همسر دیگری اختیار کند. اما محدودیتی در تعداد زنان صیغه ­ای وجود ندارد. سیستم اسلامی از این نظر با رسوم زمان ساسانی تفاوت زیادی نداشت. پیش از اسلام هم چندهمسری رایج بود؛ آن قدر که فرمانروایان ایرانی بعد از اسلام در آغاز برایشان سخت بود که تنها چهار زن عقدی داشته باشند. این یعنی با آن که رسماً اسلام آورده بودند، اما مدتی طول کشید تا توانستند به این محدودیت تن دهند[۶].

 

البته چندهمسری در ایران نه قاعده، بلکه استثنا بود و کمتر مردی به آن اقدام می­ کرد. فلور برخی از دلایل این امر را “تلاش برای حفظ آرامش خانواده، تاثیر نامطلوب چندزنی بر کودکان، و ناتوانی جسمی مرد برای رابطه با چند زن” می ­داند. اما دلیل اصلی بویژه در جوامع روستایی، حکم مذهبی “رعایت انصاف” بود[۷].

 

در پایان قرن سیزدهم هجری، روشنفکرانی چون جلوه اردستانی به دفاع از حقوق زنان و تلاش برای براندازی رسم چندهمسری پرداختند. بنا به آماری که جمشید مومنی بدست می­ دهد، در سال ۱۳۳۵ از هر هزار مرد، یازده نفر بیش از یک زن داشتند. این رقم در سال ۱۳۴۵ به ده مرد کاهش یافت[۸]. چندهمسری در روستاها رایج ­تر بود. بنا بر قانون حمایت از خانواده در سال ۱۳۵۳، مردان تنها در صورتی می­ توانستند زن دوم اختیار کنند که از همسر اول خود اجازه گرفته باشند، مگر این که همسرشان نازا باشد و یا قادر به سکس با مرد نباشد. با این همه مرد غالباً می ­توانست زن را با تهدید به طلاق مجبور به رضایت کند. با وجود قانونی بودن چندزنی، داشتن زن مشترک با مردان دیگر در اسلام غیرقانونی است و مصداق زنا به شمار می­ رود، این یعنی زن نمی­ تواند همزمان دارای چند شوهر باشد[۹].

 

 

آداب آمیزش

بنا به سنت اسلامی، زن حق ندارد از آمیزش با شوهرش سرپیچی کند. وقتی مرد طالب سکس باشد، زن حتی اگر مشغول نماز باشد باید نمازش را قطع کند و با او هم بستر شود[۱۰]. تنها مرد حق دارد در مورد زمان و چگونگی سکس تصمیم بگیرد. باور عمومی بر آن است که زن حق آشکار کردن میلش را ندارد و صرفاً باید در مقابل رفتارهای جنسی شوهرش “واکنش” نشان دهد. همچنین مشهور است که زن نمی­ تواند در مقابل وسوسۀ مرد مقابله کند، چرا که میل او سیری ­ناپذیر است و از امام رضا نقل شده که زن نود و نه برابر شهوتی ­تر از مرد است[۱۱].

 

هم خوابگی در روزهای عادت ماهانۀ زن یا وقتی عارضۀ زنانه دارد نامشروع است. سکس در نخستین شب ماه، شب میانی، و واپسین شب ماه هم مذموم به شمار می­ رود. گرچه مرد می ­تواند با کنیزان آمیزش کند، اما زن حق همخوابگی با بردگان را ندارد[۱۲].

 

از پیامبر اسلام و امام علی نقل شده که مرد باید در زمان آمیزش به نوازش زن بپردازد و تا رفع نیاز جنسی او مقاربت را ادامه دهد. با این حال در جامعۀ سنتی ایران معمولاً وضع دیگری برقرار بود. زن ابزاری برای ارضای نیاز جنسی مرد بود و چیزی چون یک تکه زمین که مرد م ی­تواند به دلخواه آن را شخم بزند و شکل دهد. اگر بچه­ای متولد نمی­ شد زن را مقصر می­ دانستند. مفهوم ارضاء زن معنای چندانی نداشت. زنان می­ کوشیدند مردان را در سکس ارضا کنند تا امنیت زناشویی­شان به خطر نیفتد. فلور اضافه می­ کند که سلطۀ مردانه در سکس لزوماً به ارضای مردان منجر نمی­ شد و بسیاری از آنان زنان­شان را سردمزاج می­ دانستند و از رابطه رضایت نداشتند[۱۳].

 

نکتۀ غریب دیگر آن است که زن و مرد در همخوابگی لخت نمی­ شدند. فلور دلیل احتمالی این “نزدیکی پوشیده” را مذهب می­ داند[۱۴]. چنان که در مینیاتورهایی هم که زن و مرد را در آغوش هم نشان می­ دهند، پایین­ تنه­ ها لخت و بالاتنه­ ها پوشیده هستند. کنش جنسی معمولاً با سپوزش (دخول) آغاز می­­ شد و با انزال پایان می ­یافت. نبود ناز و نوازش در زمان سکس از عواملی چون فقر، کمبود امکانات زندگی، و حضور سایر افراد خانواده ناشی می­شد. تا همین اواخر در خانه­ ها اتاق خواب جداگانه وجود نداشت. افزون بر این، مردان ساعت­های طولانی مشغول کار بودند و وقت چندانی برای گذراندن با زنان­شان نداشتند[۱۵].

 

ادامۀ روایت فلور از آداب زناشویی در ایران اسلامی را به گزارش آتی می­ سپاریم.

 

 

[۱]فلور، ویلم، تاریخ اجتماعی روابط سکسی در ایران، ترجمه­ی محسن مینوخرد، نشر فردوسی، چاپ اول، استکهلم، ۲۰۱۰، ص. ۴۹٫

[۲]همان، ص. ۵۷٫

[۳]همان، ص. ۶۱٫

[۴]همان، ص. ۶۳٫

[۵]همان، ص. ۶۶٫

[۶]همان، ص. ۶۸٫

[۷]همان، ص. ۷۰٫

[۸]همان، ص. ۷۱٫

[۹]همان، ص. ۷۲٫

[۱۰]همان، ص. ۷۷٫

[۱۱]همان، ص. ۷۸٫

[۱۲]همان، ص. ۷۹٫

[۱۳]همان، ص. ۸۳٫

[۱۴]همان، ص. ۸۴٫

[۱۵]همان، ص. ۸۵٫

Tweet about this on TwitterShare on FacebookPrint this pageShare on Google+Email this to someone

دسته: ادبیات, جنسیت و سکس, منابع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *